کد خبر: 3850تاریخ انتشار : 8:55:26 - دوشنبه 6 آگوست 2018

سکینه : 14 سالم بود که پسری بدون پدر به دنیا آوردم!

مازنی خبر : صدایش لرزان است و گویا هنوز درد ناشی از ترک مواد مخدر را در بدن به همراه دارد. 34 بهار از خدا عمر گرفته است . سکینه می گوید: 14 ساله بودم که به نوعی وارد دنیای مواد شدم، مادرم اعتیاد داشت و من برای تهیه مواد مصرفی او پیش ساقی می […]

سکینه : 14 سالم بود که پسری بدون پدر به دنیا آوردم!

مازنی خبر : صدایش لرزان است و گویا هنوز درد ناشی از ترک مواد مخدر را در بدن به همراه دارد. 34 بهار از خدا عمر گرفته است . سکینه می گوید: 14 ساله بودم که به نوعی وارد دنیای مواد شدم، مادرم اعتیاد داشت و من برای تهیه مواد مصرفی او پیش ساقی می رفتم که در همین رفت و آمدها توسط مادرم و ساقی پای بساط نشستم و مصرف شیره و تریاک را تجربه کردم.

مادرم به اصطلاح خودش مرا معتاد کرد تا از گیر دادن های من خلاص شود اما او به من خیانت کرد و الان که فکرش را می کنم تنم می لرزد. مادرم برای شخصی دیگر مواد می فروخت یعنی خرده فروش بود و مرا در سن 14 سالگی در منزل فردی می گذاشت تا برود موادها را بفروشد و در مقابلش برای نشئگی خود از آن فرد مواد می گرفت.

زن جوان افزود: مدتی گذشت و مردی که من در خانه او بودم و مانند نوکری برای او و خانواده اش کار می کردم به من ابراز علاقه کرد و به طور پنهانی با هم رابطه داشتیم تا این که از او حامله شدم و او من و مادرم را از خانه بیرون کرد.

با رخ دادن این ماجرا مشکلاتم دوچندان شده بود، مادرم به هر دری زد تا بچه را سقط کنم اما نشد و من پسرم را به دنیا آوردم و مادرم او را به دست یکی از اقوام سپرد و برای دومین بار زندگی نکبت باری برای من رقم زد و دست مرا در دست مردی گذاشت که زن و بچه داشت و من پا به دنیای دیگری گذاشتم.

وقتی زن اول شوهرم متوجه حضور من در زندگی او شد از آن به بعد لقمه در خون می زدم و تمام فکرم در زندگی مشترک با همسرم شده بود فرزند پسرم و این فکر و ذهن مرا به سیاهی کشاند و مصرف مواد مخدر صنعتی را تجربه کردم.

سکینه گفت: از همسر دومم دو فرزند دارم و اکنون به جرم حمل مواد مخدر به حبس ابد محکوم شده است و من هم به خاطر او هفت سال زندان را تجربه کردم و در یکی از پرونده ها من حمل مواد او را به گردن گرفتم.

20 سال اعتیاد و بدبختی هایی که هر روز به آن گرفتار شدم، چیزی از من باقی نگذاشته است. از مصرف مواد خسته شده بودم چون هرچه با کارگری به دست می آوردم شب دود می کردم. از طرفی هم شوهرم در زندان بود و باز بزرگ کردن دو بچه هم روی دوشم سنگینی می کرد تا این که تصمیم گرفتم پسرم را که 20 سال پیش از دست دادم پیدا کنم و بعد از مدت ها او را در یکی از شهرستان ها پیدا کردم و امروز که 14 روز پاکی را تجربه می کنم این موضوع را مدیون او هستم.

سکینه با خنده ای شیرین گفت : الان به عشق پسرم این جا هستم تا برای همیشه ترک کنم و بعد از آن از شوهرم طلاق بگیرم و همراه با فرزندانم از این شهر بروم و زندگی جدیدی را از نو شروع کنم.