کد خبر: 3870تاریخ انتشار : 8:32:21 - سه شنبه 7 آگوست 2018

پایان شوم ازدواج مرد ایرانی با دختر عرب پولدار !

مازنی خبر : حامد، جوان 24 ساله ای که به جرم زورگیری بازداشت شده بود، به تشریح گذشته سیهش پرداخت. 19 ساله بودم که با دختر عمویم ازدواج کردم اما زندگی ما به خاطر رفیق بازی ها و عیاشی های من چند ماه بیشتر دوام نداشت و دختر عمویم را طلاق دادم. مدتی بعد با […]

پایان شوم ازدواج مرد ایرانی با دختر عرب پولدار !

مازنی خبر : حامد، جوان 24 ساله ای که به جرم زورگیری بازداشت شده بود، به تشریح گذشته سیهش پرداخت.

19 ساله بودم که با دختر عمویم ازدواج کردم اما زندگی ما به خاطر رفیق بازی ها و عیاشی های من چند ماه بیشتر دوام نداشت و دختر عمویم را طلاق دادم. مدتی بعد با دختر یکی از آشنایان ازدواج کردم در حالی که با اجاره کردن هتل ها درآمد خوبی داشتم. اما ناگهان اوضاع بازار کساد شد و من برای تامین مخارج همسر و دختر 3 ساله ام مجبور شدم به عنوان راهنمای توریست و مترجم کار کنم. آن روزها به خاطر تسلطی که به زبان عربی داشتم مشتریان خارجی جراحی زیبایی صورت را به مطب برخی پزشکان هدایت می کردم و برای هر نفر مبلغ 3 میلیون تومان پورسانت می گرفتم. در این میان با زنی تبعه یکی از کشورهای عربی آشنا شدم. او که برای انجام عمل جراحی بینی به مشهد آمده بود وضعیت مالی بسیار خوبی داشت این در حالی بود که «آمنه» نیز شیفته تیپ و چهره زیبای من بود و به همین خاطر حاضر شد با من ازدواج کند. آمنه در شب عروسی مان یک خودروی آبی رنگ جنسیس به همراه 50 میلیون تومان پول نقد به من هدیه داد این گونه بود که زندگی با آمنه را در تهران آغاز کردم گاهی سوار بر خودروی گران قیمت به محل زندگی ام می آمدم تا داشته هایم را به رخ دوستانم بکشم. دور زدن با انواع خودروهای گران قیمت و عیاشی های شبانه موجب شد تا با زنان زیادی در ارتباط باشم، دیگر به آمنه توجهی نداشتم و فقط پول هایش را خرج می کردم تا این که روزی آمنه به قصد دیدار خانواده عازم کشورش شد. چند روز بعد پیامی فرستاد که دیگر تحمل خیانت های مرا ندارد و برای همیشه از زندگی ام بیرون رفته است. این در حالی بود که من به خاطر شرکت در یک نزاع دسته جمعی به پرداخت 100 میلیون تومان دیه محکوم شدم ولی زمانی به خود آمدم که دیگر آهی در بساط نداشتم. ارتباط با زنان غریبه مرا به روز سیاه نشانده بود که مجبور شدم برای یک فرد افغانی مواد مخدر توزیع کنم مواد را در منزل بسته بندی می کردم و در پاتوق های معتادان می فروختم اما این کار کفاف هزینه هایم را نمی داد تا این که به پیشنهاد یکی از دوستانم تصمیم به زورگیری از مسافران خارجی گرفتیم…