امروز: چهارشنبه 01 آذر 1396 برابر با 22 نوامبر 2017

این مرد در زندان بیماری عجیبی گرفت

  • یکشنبه, 19 شهریور 1396
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

پرونده پسر جوان که به قصاص چشم محکوم شده است به خاطر ابتلا به بیماری پوستی در زندان بار دیگر به دادگاه رسیدگی کننده برگردانده شد تا این بار قضات دادگاه با توجه به بیماری محکوم برای وی حکم صادر کنند.

 

مازنی خبر : رسیدگی به این پرونده از تابستان سال 94 به دنبال درگیری دسته جمعی چند پسر جوان در اسلامشهر در دستور کار پلیس  قرار گرفت.پلیس وقتی به محل درگیری رسید دریافت یکی از طرفین دعوا به نام حجت از ناحیه چشم اسیب دیده و به بیمارستان منتقل شده است. در حالی که تحقیقات از شاهدان دعوا آغاز شده بود از بیمارستان خبر رسید که چشم راست حجت به خاطر پارگی شدید تخلیه شده است. حجت 28 ساله پس از عمل جراحی تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: یک شب قبل از ماجرا در خانه بودم که دو نفر از دوستانم به نام های داوود و محمد دنبالم آمدند و خواستند سر کوچه بروم.فکر کردم می خواهد چند ساعتی را دور هم باشیم. به همین خاطر لباسهایم را پوشیدم و رفتم اما وقتی سر کوچه رسیدم متوجه شدم آنها به خاطر یک دختر با پسر جوانی درگیر شده اند. آنها از من خواستند تا در دعوا شرکت کنم که نپذیرفتم و به خانه برگشتم ولی دوستانم از این ماجرا ناراحت شدند.

 وی ادامه داد: شب بعد سوار بر خودرو از محل کارم به خانه بر می گشتم که داوود و محمد را سوار موتور دیدم. آنها بی دلیل سد راهم شدند و از من خواستند تا از ماشین پیاده شوم. اعتنایی نکردم. می خواستم سریع به خانه برگردم که داوود فحاشی کرد. من هم از ماشین پیاده شدم و با هم درگیر شدیم.همان لحظه چند رهگذر سر رسیدند و میانجگری کردند.من هم سوار ماشین شدم که یکباره داوود به سمت من حمله کرد. او با مشت به شیشه ماشینم زد و خواست شیشه را پایین بکشم. به محض اینکه شیشه را پایین کشیدم با دسته چاقو به چشمم کوبید.

رهگذران با دیدن این صحنه به محل درگیری آمدند ولی همان موقع داوود سوار موتور محمد شد و آنها گریختند.

به دنبال شکایت پسر جوان داود 25 ساله شناسایی و بازداشت شد. او در تشریح جزییات درگیری گفت: مدتی قبل با دختری به نام غزاله آشنا شدم و قصد ازدواج داشتم.اما پس از مدتی دختر مورد علاقه ام را همراه یک پسر غریبه دیدم. موضوع را به محمد گفتم و از او خواستم تا سراغ پسر جوان برویم.اما چون آدرسی از او نداشتیم منصرف شدیم.

وی ادامه داد: شب قبل از حادثه Incident پسر غریبه را سر خیابانی که محل زندگی حجت و خانواده اش بود دیدیم. گمان کردیم شاید حجت او را بشناسد. به همین خاطر سراغ کامران رفتیم اما او وقتی سر خیابان آمد و و ماجرا را فهمید به خانه برگشت و گفت در این ماجرا دخالت نمیکند.او دوستم بود و توقع شنیدن چنین حرفی را از او نداشتم. به همین خاطر کینه او را به دل گرفتم و شب بعد وقتی او را سوار بر ماشینش دیدم با او درگیر شدم.

به دنبال اعتراف های پسر جوان و بازسازی صحنه جرم Crime وی در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در جلسه رسیدگی به این پرونده شاکی درخواست قصاص چشم را مطرح کرد.

سپس متهم به دفاع پرداخت و گفت: قبول دارم با دسته چاقو به چشم حجت زدم اما قصد نابینا کردن او را نداشتم و حالا پشیمانم.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و داوود را به قصاص چشم، پرداخت دیه و سه سال حبس محکوم کرد. حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید شده و به مرحله اجرا رسیده بود که از زندان  خبر رسید داوود به به بیماری پوستی دچار شده است و طبق تشخیص پزشک نیازمند درمان است و لازم است از محیط آلوده دور باشد.

با تایید این بیماری از سوی پزشکی قانونی و بنا بر ماده 502 آئین دادرسی کیفری پرونده بار دیگر به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا قضات دادگاه با توجه به ابتلای داوود به بیماری بار دیگر برای وی حکم صادر کنند.

ماده 502 آئین دادرسی کیفری چه می گوید؟

هر گاه محکوم به بیماری جسمی یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازات موجب تشدید بیماری و یا تأخیر در بهبودی وی شود، قاضی  اجرای احکام با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی، اجرای مجازات را به تعویق می اندازد. چنانچه در جرائم تعزیری امیدی به بهبودی بیمار نباشد، قاضی اجرای احکام ، پس از احراز بیماری و مانع بودن آن برای اعمال مجازات، با ذکر دلیل، پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادر کننده رأی ارسال می کند تا بار دیگر قضات رسیدگی کننده به پرونده حکم صادر کنند

بازدید کد خبر: 17135

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

حالت های رنگی