کد خبر: 13461تاریخ انتشار : 11:53:38 - چهارشنبه 8 ژانویه 2020

دلنوشته ای برای سردار شهید قاسم سلیمانی / آسمان خاورمیانه گرفته است

اختصاصی مازنی خبر / مهتاب مظفری سوادکوهی: به سردار دلها….. آسمان خاورمیانه که می گیرد حتمن ردی از خون کودکان می بینی کودکانی که تخته سیاه و دفتر سفید بزرگترین آرزویشان بود…… و واژه های استادانه ذهن کوچکشان را تا سقف کلاس بالا می برد…… کودکان عراقی ، افغانی ، لبنانی ، فلسطینی و یمنی […]

دلنوشته ای برای سردار شهید قاسم سلیمانی / آسمان خاورمیانه گرفته است

اختصاصی مازنی خبر / مهتاب مظفری سوادکوهی:

به سردار دلها…..

آسمان خاورمیانه که می گیرد
حتمن ردی از خون کودکان می بینی
کودکانی که تخته سیاه و دفتر سفید
بزرگترین آرزویشان بود……
و واژه های استادانه
ذهن کوچکشان را تا سقف کلاس بالا می برد……
کودکان عراقی ، افغانی ، لبنانی ، فلسطینی و یمنی …..
که از مرزهایشان
چیزی به جز پرچم های بی نام و نشان نمی شناسند
و چهره های مستاصل پدران
که زیر بار سنگین هویتشان
غم نان را فراموش کرده اند!
سنگهای آسمانی همیشه بر سر مادران فرود می آیند
مادرانی که مستعمره زیاده خواهی های جهانند
و برای رسیدن به آخر ماجرا
از هیچ واقعه ای شکایت نمی کنند!
این میان
سرداری
به روشنی شعاع نور
از خورشید جدا می شود
و بر سر خاکریزهای منطقه می بارد
دلهایی که گر گرفته اند
دامن صحرا را می سوزانند
و پشته های خاکستر داغ
روی سیاه نامردان را…..
صحبت از مردانگی که می شود
مردم خاورمیانه
از اشتیاق دیدنش می سوزند
و دل به وعده هایی می سپارند
که در دل چاههای نفت همسایه ، جا خوش کرده
اما دستی برای بیرون کشیدنشان نیست!
امروز اما
این دست
از دل حادثه بیرون افتاده
تا به همه تروریستهای جهان نشان دهد
انگشتر عقیقی که به دنبالش بودند
فقط به دست صاحبش می آید
و به دست صاحبانی
که آرزوهای سردار را روی دست می برند……
آسمان خاورمیانه که می گیرد
حتمن مقاومت راهها شکسته
و تاول چکمه ها
روی شانه ی کوچه های قرنطینه شده سنگینی می کند
دیگر اما سکوت جایز نیست
ما عاشق نوشتنیم
و عاشق دردهای مشترک
که ارثیه پدرانمان از روزگاران قدیم بوده…..
شاید هزاران سال جدایی
پیوند ما را با شهادت تضمین کند
و باد کویر
صدای ما را به گوش قاتلان برساند
ما سالها در جوار یکدیگر گریسته ایم
و با مصیبت تنهایی ، تنهایمان را شسته ایم
حکایت گاه و بیگاه آدمها راوی نمی خواهد
وقتی
سردار دلها
با خون دل وضو می گیرد
و به میان آتش می رود
آتشی از جنس تکنولوژی
آتشی از جنس نمرود…..
از بس که خوابهای طولانی دیده ایم
با طلوع آفتاب مرثیه می خوانیم
و حرف از نامه های محرمانه می زنیم
سطرهای انتحاری ، شعرهای انتقامی …..
با توام ای سردار بزرگ!
در شرمساری وطن
سلاحی غریب لانه کرده
و دست خط خدا روی تن عاشقان جا مانده
بیا و ببین!
که مبصرهای شبانه روزی
در پی نوشتن قوانین جدیدند
تا تعطیلات دشمن را به رسوایی بکشند
ما دوباره می نویسیم
خاطره فراموش شدنمان را
بعد از مرگ
جنگ اما دیگر
وصیتنامه های بیشتری نمی خواهد!

قائم شهر – مهتاب مظفری سوادکوهی
دی ۹۸