کد خبر: 15512تاریخ انتشار : 8:44:22 - جمعه 26 ژوئن 2020

تورق خاطرات آیت‌الله هاشمی: ۲۰ نفر محافظ برای من به ساری آورده بودند / قرار نبود چنين اقدامى بكنند

مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در کتاب تاریخش مربوط به ۵ تیر ۱۳۷۲ نوشته است: بعد از نماز مقدارى در ساحل دريا قدم زدم و منظرة جالب بالا آمدن خورشيد را تماشا كردم. با چند نفر سرباز كه براى محافظت، در اطراف مقر، نگهبانى مى‌دادند، صحبت كردم؛ از اهالي يزد و اراك و بابل و […]

تورق خاطرات آیت‌الله هاشمی: ۲۰ نفر محافظ برای من به ساری آورده بودند / قرار نبود چنين اقدامى بكنند

مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در کتاب تاریخش مربوط به ۵ تیر ۱۳۷۲ نوشته است:

بعد از نماز مقدارى در ساحل دريا قدم زدم و منظرة جالب بالا آمدن خورشيد را تماشا كردم. با چند نفر سرباز كه براى محافظت، در اطراف مقر، نگهبانى مى‌دادند، صحبت كردم؛ از اهالي يزد و اراك و بابل و سارى بودند. معلوم شد آنها را براى حفاظت ما از تهران به ساري آورده بودند؛ قرار نبود چنين اقدامى بكنند. گفتند حدود بيست نفر هستند.
بعد از صرف صبحانه با اتوبوس به سوى زيباكنار حركت كرديم. محسن و فائزه از ما جدا شدند كه به تهران برگردند. برنامه داشتند. تمام مسير را تا لنگرود از جاده ساحلى رفتيم. پنج ساعت و نيم در راه بوديم. واقعاً منظره‌ها و عمران چشمگير است. با ميوه و لقمه‌اى نان پذيرايى شديم.
ساعت يك بعدازظهر به [استراحتگاه سازمان صداوسيما در] زيباكنار رسيديم. بلافاصله براى صرف ناهار به رستوران رفتيم و سپس نماز و كمى استراحت. با اتومبيل در محوطه و خيابان‌هاى استراحتگاه گردش كرديم. خلوت بود و مسئول آن توضيحات داد. حدود چهل هكتار با ظرفيت پذيرش حدود دويست خانوار است و تأسيسات رفاهى مناسب و ارزان و ساحل خوب و ارزنده گيلان و سالن‌هاى مناسب براى آموزش و برنامه‌ها دارد. ساخت آن قبل از انقلاب شروع و بعد از انقلاب تكميل شده است. در ساحل براى خانم‌ها، وقت جداگانه براى استفاده از دريا گذاشته‌اند. اول همراهان خانم، از دریا استفاده كردند و سپس نزديك غروب با قايق به عمق دريا رفتيم و مقدارى شنا كرديم.
بعد از نماز مغرب، در رستوران دسته‌جمعى شام خورديم. شام‌شان ماهى سفيد، بهتر از ناهارشان بود. با اتوبوس به سوى فرودگاه رشت حركت كرديم. در خيابان‌هاى شهر دسته‌هاى عزادارى محرم مشغول عزادارى بودند. ساعت يازده‌ونيم شب از فرودگاه به سوى تهران پرواز كرديم و ساعت دوازده به تهران رسيديم. با اتومبيل به خانه رفتيم.