یادداشت/ از ساحلمحوری تا دریامحوری
یکی از مهمترین دلایلی که گردشگری دریایی ایران، با وجود برخورداری از هزاران کیلومتر نوار ساحلی، هنوز نتوانسته جایگاه شایسته خود را در اقتصاد ملی پیدا کند، آن است که توسعه این حوزه همواره با «نگاه ساحلمحور» دنبال شده است؛ در حالی که آینده این صنعت، در گرو استقرار «نگاه دریامحور» است.
مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری، عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران و کارشناس ارشد گردشگری در یادداشتی که در اختیار ما قرارداد با طرح سوال که چرا توسعه گردشگری دریایی ایران به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؟ نوشت:
دو رویکرد ساحلمحوری تا دریامحوری، صرفاً دو واژه متفاوت نیستند، بلکه دو شیوه اندیشیدن، دو مدل حکمرانی و دو مسیر کاملاً متفاوت برای توسعه را نمایندگی میکنند.
در رویکرد ساحلمحور، دریا بیشتر بهعنوان یک حاشیه جغرافیایی دیده میشود؛ فضایی برای شنا، استراحت، ایجاد پارکهای ساحلی یا ساماندهی حضور مسافران؛ در این نگرش، برنامهریزی عمدتاً بر خشکی متمرکز است و دریا، نقش پسزمینهای برای فعالیتهای گردشگری دارد. نتیجه چنین نگاهی آن است که ارزش اقتصادی دریا به استفاده محدود از ساحل تقلیل مییابد و ظرفیتهای گسترده آن برای تولید ثروت، نوآوری و اشتغال نادیده گرفته میشود.
اما در رویکرد دریامحور، دریا خود «کانون توسعه» است. گردشگری دریایی دیگر به چند قایق تفریحی یا یک اسکله محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در بر میگیرد؛ از سفرهای دریایی، ورزشهای آبی، گردشگری خوراک، رویدادهای دریایی و آموزشهای تخصصی گرفته تا صنایع خلاق، فناوریهای نوین، خدمات فنی، اقتصاد دیجیتال و مشارکت جوامع محلی.
بر همین اساس، میتوان گفت که مسئله امروز گردشگری دریایی ایران، کمبود منابع یا حتی کمبود پروژه نیست؛ بلکه فقدان یک «پارادایم توسعه» است. تا زمانی که هر دستگاه، هر استان و هر بخش، بر اساس برداشت مستقل خود عمل کند، حتی اجرای پروژههای متعدد نیز به شکلگیری یک صنعت رقابتپذیر منجر نخواهد شد.
تغییر پارادایم، پیش از هر چیز مستلزم تغییر در شیوه حکمرانی است. مدیریت جزیرهای باید جای خود را به حکمرانی شبکهای بدهد؛ رقابت میان دستگاهها به همکاری نهادی تبدیل شود؛ و تصمیمهای کوتاهمدت، جای خود را به برنامهریزی بلندمدت و مبتنی بر دادههای علمی بسپارند.
در این چارچوب، پنج اصل میتواند مبنای یک الگوی بومی برای توسعه گردشگری دریایی ایران باشد:
نخست، حکمرانی یکپارچه؛ بدون مدیریت هماهنگ، هیچ سرمایهگذاری پایداری شکل نخواهد گرفت.
دوم، سرمایهگذاری هوشمند؛ جذب سرمایه باید بر پایه مزیتهای رقابتی هر پهنه ساحلی و با ثبات مقررات انجام شود.
سوم، توسعه دانشبنیان؛ پژوهش، فناوری، هوش مصنوعی و آموزش تخصصی باید به بخش جداییناپذیر صنعت گردشگری دریایی تبدیل شوند.
چهارم، حفاظت از سرمایههای طبیعی؛ توسعهای که به تخریب دریا، تالابها و سواحل بینجامد، در واقع از سرمایه نسلهای آینده هزینه میکند و پایدار نخواهد بود.
پنجم، مشارکت جوامع محلی؛ هیچ برنامهای بدون حضور فعال ساحلنشینان، صیادان، کارآفرینان، فعالان گردشگری و بخش خصوصی به موفقیت نخواهد رسید.
استانهای ساحلی ایران، بهویژه مازندران، امروز در نقطهای تعیینکننده قرار دارند. اگر همچنان با الگوهای گذشته حرکت کنیم، فرصتهای ارزشمند توسعه یکی پس از دیگری از دست خواهد رفت؛ اما اگر نگاه دریامحور جایگزین نگاه ساحلمحور شود، سواحل ایران میتوانند به یکی از مهمترین کانونهای سرمایهگذاری، اشتغال، نوآوری و دیپلماسی اقتصادی کشور تبدیل شوند.
توسعه گردشگری دریایی، بیش از آنکه به ساخت اسکلههای جدید نیاز داشته باشد، به ساخت «اندیشهای جدید» نیاز دارد. آینده این حوزه را نه طول سواحل، بلکه کیفیت حکمرانی، انسجام سیاستها و شجاعت در تغییر پارادایم رقم خواهد زد. هر زمان که این تغییر در اندیشه و مدیریت محقق شود، دریا از یک مرز طبیعی به بزرگترین مزیت راهبردی ایران برای توسعه پایدار بدل خواهد شد.