خطر در هیرکان و میانکاله
بوی دود هنوز از بخشهایی از میانکاله در هوا بلند است، جایی که روزهای پیش شعلههای آتش بار دیگر بخشی از این ذخیرهگاه ارزشمند را دربر گرفت و مهار آن بدون کمک بالگرد ممکن نبود.
همزمان، جنگلهای هیرکانی نیز زیر سایه گرمای بیسابقه، وزش بادهای گرم و خشک شدن پوشش گیاهی، روزهای پرخطری را سپری میکنند.
در حالی که مسئولان از آمادهباش کامل نیروهای حفاظتی خبر میدهند، کارشناسان هشدار میدهند که ریشه بحران تنها در افزایش دما نیست؛ بلکه حلقه مفقوده مدیریت علمی جنگلها و تکرار خطاهای انسانی، هر تابستان سناریوی تلخ آتشسوزی را از نو بازنویسی میکند.
آتش دوباره از راه رسید؛ تابستانی که برای جنگلها فصل اضطراب است
صدای بالگردی که بر فراز میانکاله به پرواز درآمد، برای محیطبانان و مردم محلی نشانه وقوع حادثهای دیگر بود، دود غلیظ از میان پوشش گیاهی بلند تالاب بالا میرفت و شعلههایی که با وزش باد جان گرفته بودند، بخشی از یکی از مهمترین زیستگاههای طبیعی ایران را تهدید میکردند.
نیروهای محیطزیست، منابع طبیعی، آتشنشانی و مدیریت بحران بار دیگر در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا آتش را پیش از آنکه به عمق زیستگاه نفوذ کند، مهار کنند.
این نخستین بار نیست که میانکاله در فصل گرما با حریق دستوپنجه نرم میکند. تقریباً هر سال با افزایش دما و خشک شدن پوشش گیاهی، بخشهایی از این پناهگاه ارزشمند طعمه آتش میشود؛ رخدادی که تنها به از بین رفتن پوشش گیاهی محدود نیست، بلکه زیستگاه پرندگان، خزندگان، پستانداران کوچک و صدها گونه جانوری دیگر را نیز با تهدید روبهرو میکند.
در سوی دیگر شمال کشور نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. جنگلهای هیرکانی، که میلیونها سال قدمت دارند و از ارزشمندترین جنگلهای پهنبرگ جهان به شمار میروند، این روزها زیر فشار گرمای هوا، کاهش رطوبت و وزش بادهای گرم قرار گرفتهاند.
کافی است یک تهسیگار خاموش نشده، یک بطری شیشهای رها شده یا آتشی که گردشگری پس از استراحت خاموش نکرده، در دل این طبیعت باقی بماند تا در چند دقیقه، دهها هکتار از جنگل در آتش بسوزد.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد آتشسوزیهای جنگلها و مراتع کشور منشأ انسانی دارد؛ آماری که نشان میدهد طبیعت بیش از هر چیز از رفتار انسان آسیب میبیند.
کارشناسان میگویند گرمای هوا و خشکسالی تنها شرایط را برای گسترش آتش فراهم میکند، اما آغازکننده بیشتر حریقها بیاحتیاطی انسان است.

در روزهای گذشته نیز مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ نوشهر با هشدار نسبت به افزایش خطر آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی اعلام کرد که نیروهای یگان حفاظت، جنگلبانان و قرقبانان در آمادهباش کامل قرار دارند و گشتهای حفاظتی در مناطق حساس تشدید شده است.
مهرداد خزاییپول در گفت وگو با خبرنگار مهر همچنین از اجرای طرح «هر دهیاری، یک جنگلبان» در روستاهای مستعد حریق خبر داد؛ طرحی که هدف آن استفاده از ظرفیت جوامع محلی برای شناسایی سریع آتش و جلوگیری از گسترش آن است.
اما کارشناسان معتقدند هرچند آمادهباش نیروها و افزایش تجهیزات ضروری است، اما این اقدامات زمانی اثرگذار خواهد بود که پیشگیری در اولویت قرار گیرد؛ زیرا خاموش کردن آتش، زمانی آغاز میشود که بخشی از سرمایههای طبیعی کشور از دست رفته است.
مدیریت حریق نیازمند رصد و پایش مستمر است
در همین حال، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران نیز با اشاره به افزایش خطر حریق در میانکاله، از گردشگران، صیادان و ساکنان محلی خواسته است از روشن کردن آتش، رها کردن مواد قابل اشتعال و هر اقدامی که احتمال وقوع حریق را افزایش میدهد، خودداری کنند.
وی تاکید کرد: مدیریت حریق تنها به عملیات اطفا محدود نمیشود و پیشگیری، پایش مستمر، تشخیص سریع، فرماندهی واحد و هماهنگی همه دستگاهها باید بهصورت یک زنجیره منسجم دنبال شود.
کنعانی همچنین بر ساماندهی گردشگری در میانکاله تأکید میکند و میگوید: حضور گردشگران باید متناسب با ظرفیتهای اکولوژیک منطقه و بر اساس ضوابط حفاظتی مدیریت شود؛ زیرا ورود بیضابطه افراد به زیستگاههای حساس، علاوه بر ایجاد اختلال در حیاتوحش، احتمال بروز آتشسوزی را نیز افزایش میدهد
با این حال، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد؛ هر بار که دمای هوا افزایش مییابد، نگرانی دوستداران طبیعت نیز بیشتر میشود، زیرا تجربه سالهای گذشته ثابت کرده است تابستان برای جنگلهای شمال، بیش از آنکه فصل رویش باشد، فصل اضطراب و آمادهباش است؛ اضطرابی که گاهی با یک جرقه کوچک، به بحرانی بزرگ تبدیل میشود.
جنگلهای تنک؛ جایی که علفهای خشک، شعلهها را به جان درختان میاندازند
در نگاه نخست، بهاری پربارش و دامنههایی که با پوششی انبوه از گیاهان علفی سبز شدهاند، تصویری امیدبخش از احیای طبیعت را به ذهن متبادر میکند؛ تصویری که برای دامداران، روستاییان و حتی گردشگران نوید سالی پرباران و مراتعی سرسبز را میدهد.
اما جنگلشناسان این منظره را از زاویهای دیگر میبینند؛ زیرا همین پوشش سبز، چند هفته بعد و با آغاز گرمای تابستان، به یکی از خطرناکترین منابع سوخت برای وقوع آتشسوزی تبدیل میشود.
بهزاد انگورج، کارشناس ارشد جنگل و منابع طبیعی، معتقد است: مدیریت حریق در ایران سالهاست از مسیر علمی خود فاصله گرفته است. به گفته او، حلقه گمشده مدیریت جنگلهای کشور، «فرابینی در پیشگیری از وقوع حریق» است؛ حلقهای که طی یک دهه گذشته به فراموشی سپرده شده و جای خود را به اقداماتی داده که بیشتر بر مهار آتش پس از وقوع آن تمرکز دارد تا جلوگیری از شکلگیری بحران.
وی در گفت وگو با خبرنگار مهر میگوید: هرچند ایجاد آتشبُر، تجهیز نیروهای عملیاتی و استقرار امکانات اطفای حریق ضروری است، اما این اقدامات تنها بخشی از مدیریت بحران محسوب میشود و نمیتواند جایگزین جنگلداری علمی و مدیریت اکولوژیک جنگل شود.
به گفته این کارشناس، جنگل را باید پیش از رسیدن نخستین جرقه ایمن کرد؛ نه زمانی که شعلهها از کنترل خارج شدهاند.
انگورج توضیح میدهد: وقوع هر آتشسوزی تابع سه عامل اصلی یعنی «مواد قابل اشتعال، حرارت و اکسیژن» است. اگرچه کنترل کامل دو عامل حرارت و اکسیژن در طبیعت امکانپذیر نیست، اما میتوان با مدیریت علمی جنگل، حجم مواد قابل اشتعال را کاهش داد و احتمال گسترش آتش را به حداقل رساند.
از نگاه او، بزرگترین تهدید برای جنگلهای تنک، نه درختان، بلکه پوشش علفی متراکمی است که در بهار رشد میکند و در تابستان به سرعت خشک میشود.
در جنگلهای انبوه، تاج درختان با ایجاد سایه، مانع رشد گسترده گیاهان علفی میشود و رطوبت بیشتری نیز در کف جنگل حفظ میشود. اما در جنگلهای تنک، نور خورشید بهراحتی به سطح زمین میرسد و شرایط برای رشد انبوه گونههای علفی فراهم میشود.
بارندگیهای مناسب بهاری نیز این روند را تشدید میکند. هرچه بارش بیشتر باشد، پوشش علفی متراکمتر خواهد شد؛ پوششی که با پایان فصل رویش، به تودهای خشک و بسیار قابل اشتعال تبدیل میشود و کافی است کوچکترین جرقهای به آن برسد تا شعلهها با سرعتی بالا در سطح جنگل گسترش پیدا کنند.
به همین دلیل است که کارشناسان، جنگلهای تنک را یکی از آسیبپذیرترین اکوسیستمهای کشور در برابر حریق میدانند.

انگورج معتقد است: جنگل امروز بیش از آنکه یک جنگل متراکم باشد، در بسیاری از نقاط به مرتعی مشجر تبدیل شده است؛ عرصههایی که فاصله زیاد درختان، رشد گسترده پوشش علفی و فشار ناشی از چرای دام، خطر آتشسوزی را چند برابر کرده است.
به گفته او، بسیاری از مردم با مشاهده بارندگیهای مناسب بهاری خوشحال میشوند، زیرا تصور میکنند سالی پربرکت در پیش است، اما جنگلداران میدانند که اگر این پوشش گیاهی مدیریت نشود، همان بهار سرسبز میتواند تابستانی پر از دود و خاکستر را رقم بزند.
این کارشناس بر این باور است که راهکار اصلی، احیای طبیعی جنگلهاست؛ رویکردی که سالها در بسیاری از کشورهای جهان تجربه شده و نتایج موفقی به همراه داشته است.
او میگوید با اجرای قرق علمی، کاهش فشار دام، محدود کردن مداخلات انسانی و فراهم کردن فرصت استقرار نهالهای طبیعی، میتوان بدون تحمیل هزینههای سنگین، تراکم درختان را افزایش داد. با افزایش پوشش درختی، نور کمتری به کف جنگل میرسد، رشد گیاهان علفی کاهش پیدا میکند و حجم مواد قابل اشتعال نیز به مرور کمتر میشود.
به اعتقاد انگورج، این همان حلقهای است که سالها در مدیریت جنگلهای کشور نادیده گرفته شده است؛ زیرا سیاستهای حفاظتی اغلب به عملیات مکانیکی، آتشبُر و اطفای حریق محدود شده، در حالی که جنگلداری علمی، پیش از وقوع حادثه، زمینه کاهش خطر را فراهم میکند.
او تجربه برخی کشورها از جمله چین را نمونهای موفق از احیای طبیعی جنگلها میداند؛ جایی که با تکیه بر ظرفیتهای طبیعی هر جامعه رویشی، ترکیبی متنوع از گونههای درختی شکل گرفته و جنگلهایی با تابآوری بیشتر در برابر آفات، خشکسالی و آتشسوزی ایجاد شده است.
به باور کارشناسان، اگر امروز مدیریت جنگلها از مرحله واکنش به مرحله پیشگیری منتقل نشود، آتش همچنان هر تابستان در کمین جنگلهای هیرکانی، زاگرس و دیگر عرصههای طبیعی کشور خواهد ماند؛ بحرانی که تنها با تجهیزات بیشتر مهار نمیشود، بلکه به بازنگری اساسی در شیوه مدیریت منابع طبیعی نیاز دارد.
میانکاله و هیرکانی؛ نجات جنگلها از آسمان آغاز نمیشود
هنوز خاطره آتشسوزیهای گسترده جنگلهای شمال، از الیت چالوس گرفته تا حریقهای پیاپی میانکاله، از ذهن مردم و دوستداران محیطزیست پاک نشده است. هر بار که شعلهها زبانه میکشند، نگاهها به آسمان دوخته میشود تا بالگردها از راه برسند و آب بر آتش بریزند؛ اما کارشناسان میگویند نجات جنگلها از آسمان آغاز نمیشود، بلکه از کف جنگل و از مدیریت صحیح اکوسیستم آغاز خواهد شد.
میانکاله، این ذخیرهگاه ارزشمند زیستکره، از دهستان میانکاله در شهرستان بهشهر تا آشوراده در استان گلستان امتداد یافته و یکی از مهمترین زیستگاههای طبیعی ایران به شمار میرود. پهنههای آبی گسترده، منابع غذایی غنی و تنوع کمنظیر زیستی، این منطقه را به پناهگاهی امن برای بیش از ۳۰ تا ۴۰ گونه پرنده مهاجر زمستانگذران و بیش از ۱۰۰ گونه پرنده بومی آبزی و کنارآبزی تبدیل کرده است.
وجود بیش از ۵۰۰ گونه جانوری، پوشش گیاهی ارزشمند شامل سازیل، انار وحشی و دیگر گونههای بومی، میانکاله را به گنجینهای طبیعی تبدیل کرده که حفاظت از آن تنها یک مسئولیت استانی یا ملی نیست، بلکه تعهدی جهانی محسوب میشود. با این حال، این زیستگاه ارزشمند تقریباً هر سال بخشی از تابستان خود را در میان دود و خاکستر سپری میکند.

ضرورت تجهیز یگان های اطفای حریق
کارشناسان منابع طبیعی بر ضرورت تقویت زیرساختهای مقابله با حریق نیز تأکید دارند. به اعتقاد آنان، ایجاد و توسعه پایگاههای امداد هوایی در شمال کشور، تجهیز یگانهای اطفای حریق، استفاده از پهپادها برای پایش عرصههای جنگلی، افزایش امکانات ارتباطی و آموزش نیروهای محلی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ زیرا در بسیاری از مناطق کوهستانی، دسترسی زمینی به کانونهای آتشسوزی زمانبر است و همین تأخیر، دامنه خسارت را افزایش میدهد.
در کنار تجهیزات، مشارکت مردم نیز نقشی تعیینکننده دارد. تجربه نشان داده است نخستین افرادی که دود را مشاهده میکنند، معمولاً روستاییان، دامداران، جنگلبانان محلی یا گردشگران هستند. اگر اطلاعرسانی سریع انجام شود، میتوان بسیاری از حریقها را پیش از گسترش مهار کرد. از همین رو، اجرای طرح «هر دهیاری، یک جنگلبان» میتواند به الگویی مؤثر برای افزایش مشارکت جوامع محلی در حفاظت از جنگلها تبدیل شود.
با این حال، همه این اقدامات زمانی به نتیجه خواهد رسید که مدیریت منابع طبیعی از رویکرد واکنشی فاصله بگیرد و پیشگیری را به محور اصلی برنامهها تبدیل کند. کاهش فشار بر جنگلها، احیای طبیعی عرصههای تخریبشده، مدیریت پوشش گیاهی، کنترل چرای بیرویه دام، ساماندهی گردشگری، آموزش عمومی و فرهنگسازی، مجموعه اقداماتی است که میتواند احتمال وقوع حریق را به شکل محسوسی کاهش دهد.
واقعیت این است که آتش، پدیدهای طبیعی نیست که هر تابستان ناگزیر بر جنگلهای ایران تحمیل شود. آنچه این بحران را تکرار میکند، مجموعهای از عوامل انسانی، مدیریتی و اقلیمی است که در کنار هم قرار گرفتهاند. اگر امروز برای اصلاح این چرخه تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا نیز با نخستین موج گرما، دوباره دود از دل هیرکانی، زاگرس یا میانکاله به آسمان خواهد رفت و باز هم پس از خاموش شدن شعلهها، تنها خاکستر، درختان سوخته و حسرت از دست رفتن بخشی دیگر از سرمایههای طبیعی ایران باقی خواهد ماند.
جنگلهای هیرکانی و پناهگاه حیاتوحش میانکاله تنها میراث نسل امروز نیستند؛ آنها سرمایهای ملی و جهانی برای نسلهای آیندهاند. حفاظت از این میراث، بیش از آنکه به بالگرد، خودرو و تجهیزات وابسته باشد، به تغییر نگاه در مدیریت منابع طبیعی و تبدیل «پیشگیری» به نخستین خط دفاعی در برابر آتش نیاز دارد؛ تغییری که اگر امروز آغاز نشود، سریال تکراری آتشسوزی در جنگلهای شمال، همچنان هر تابستان روی آنتن طبیعت ایران خواهد ماند./مهر