رنج مضاعف کارگران !
کارگران شاغل و بازنشسته! عنوانی که با کلیدواژههایی چون محرومیت ، مشکلات معیشتی ، گرانی و تورم گره خورده. اگرچه سالهاست ، رسانهها و تشکلات کارگری ، مطالبات این قشر محروم و زحمتکش را فریاد میزنند اما به نظر میرسد ، عزمی برای احقاق حقوق آنها وجود ندارد و درٍ بیعدالتی همچنان بر پاشنه ضعیف نگاه داشتن جامعه کارگری میچرخد.
یارعلی ، یکی از کارگران بازنشسته مازندران است که 30 سال در کارخانه نساجی شماره دو قائمشهر کار کرده. او که چهار فرزند دختر و پسر را به خانه بخت فرستاده ، امروز از بیماری سرطان رنج میبرد و از عهده پرداخت هزینههای درمان خود برنمیآید.
آقا یارعلی میگوید: کار اصلی من کشاورزی است اما به دلیل هزینههای بالای درمان مجبور شدم زمین زراعی خود را بفروشم. من دو دختر و دو پسر خود را با حقوق کارگری به خانه بخت فرستادم و امروز با مشقت فراوان روزگار میگذرانم. خانه ما قدیمی و فرسوده شده اما توان بازسازی آن را ندارم. همسرم خانهدار است و دوشادوش من در شالیزار کار میکرد. اما امروز زمینی برایمان نمانده که بتوانیم برنج مصرفی خود و فرزندانمان را تامین کنیم.
مهین خانم هم یک بانوی کارگر بازنشسته است. او 27 سال در کارخانه نساجی شماره یک قائمشهر کار کرده اما فقط 14 میلیون و 500 هزار تومان حقوق میگیرد. مهین خانم میگوید: من 27 سال در کارخانه کار کردم اما برای من 24 سال بیمه رد کردند. 71 سال سن دارم و به بیماری قلبی دچار هستم. هزینه داروهای من در ماه بیشتر از یک میلیون تومان میشود. همسرم 7 سال پیش فوت کرده و متاسفانه بیمهای ندارد.
5 فرزند دارم که آخر هفتهها به منزل ما میآیند. حالا شما بگویید با حقوق 14 میلیون تومان چگونه میتوانم سفره آبرومندی برایشان پهن کنم؟
خانه کارگر به عنوان اصلیترین نهاد رسیدگی به نیازهای طبقه کارگر ، علیرغم چند دهه تلاش ، هنوز موفق نشده حقوقی برابر با سایر گروههای شغلی در جامعه از دولت بستاند و این چرخه معیوب ، دائما بین دولت ، شورای عالی کار و کارگران تاب میخورد!
بدهی هزار همتی دولت به تامین اجتماعی!
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در همین رابطه میگوید:
شورای عالی کار برای تعیین حداقل دستمزد باید تورم و سبد هزینه را در نظر بگیرد. حقوق کارگران بر اساس تورم افزیش پیدا کرده اما به نسبت سبد هزینه نه. بانک مرکزی سبد هزینه یک خانوار سه نفره را 23 میلیون و 600 هزار تومان اعلام کرده اما حداقل دستمزد کارگران کمی بیشتر از 10 میلیون تومان است! نصراله دریابیگی تاکید میکند: حدود 5 میلیون نفر در کشور مستمریبگیر هستند که از حداقل دستمزد هم برخوردار نیستند. یکی از مهمترین دلایل رکود اقتصادی در کشور ، پایین آمدن قدرت خرید کارگران است. شورای عالی کار باید برای افزایش حقوق کارگران جلسه فوقالعاده اعلام کند و یا حداقل برای کارگران بن خرید کالا در نظر بگیرد. او در ادامه یادآور میشود: دولت از سال 1354 حدود هزار همت به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است. قرار بود تا امروز 185 همت از بدهی خود را پرداخت کند اما فقط 30 همت از دیون خود را پرداخت کرده است. مشکلات معیشتی و درمانی مهمترین مسئله کارگران شاغل و بازنشسته در کشور است.
کارگران زیر خط مرگ!
رییس کانون انجمن کارگری حرفه و صنعت مازندران نیز میگوید:
مشکلات کارگران شاغل و بازنشسته فرقی چندانی ندارد. هر دوی آنها با مشکلات معیشتی ، درمانی ، مسکن و تورم دست و پنجه نرم میکنند.
سید هادی ساداتی با بیان اینکه مبنای حقوق کارگران شاغل با بازنشستهها یکی است ، میافزاید: کارگران شاغل از مشکلات معیشتی بیشتری برخوردارند. آنها برای شغل دوم وقت آزاد ندارند ، فرزندانشان هنوز مستقل نشدهاند و هزینههای تحصیل و خوراک و پوشاک آنها با سرپرست خانواده است. بیش از 60 درصد از کارگران شاغل ، فاقد مسکن هستند و باید نیمی از حقوق خود را بابت اجاره بها به صاحبخانه پرداخت کنند.
او ادامه میدهد: مهمترین مشکل کارگران بازنشسته ، مشکلات درمانی و گران بودن داروست. متاسفانه تامین اجتماعی هیچ مسئولیتی برای بیمههای تکمیلی قبول نمیکند و کارگران بازنشسته باید هزینههای آن را خودشان پرداخت کنند. کارگران خویشفرما از فرانشیز درمانی بهرهمند میشوند همینطور کارگرانی که کارفرما دارند اما کارگران ساختمانی ، قالیبافان ، باغداران و سایر کارگرانی که از سوبسید دولتی برخوردارند نمیتوانند از فرانشیز درمانی استفاده کنند.
ساداتی اظهار میکند: شورای عالی کار حداقل حقوق یکی کارگر را 10 میلیون و 700 هزار تومان اعلام کرده که در کنار حق اولاد و حق مسکن و بن و ... بالغ بر 15 میلیون تومان میشود. این درحالیست که خط فقر با نرخ تورم امروز 35 میلیون تومان اعلام شده.
با این حساب کارگران در زیر خط مرگ زندگی میکنند!
او تاکید میکند: شورای عالی کار یک مجموعه فرمایشی است که از سه گروه کارگری ، کارفرمایی و دولت تشکیل شده. هر کدام از این گروهها یک رای دارند. متاسفانه جامعه کارفرمایی کنار دولت میایستد و به نفع دولت رای میدهد. چون دولت خودش یک کارفرمای بزرگ است.
این دو کنار هم قرار میگیرند و برای آنکه حقوق کمتری پرداخت کنند ، حداقل دستمزد را برای کارگران در نظر میگیرند و صدای کارگران به جایی نمیرسد.
رییس کانون انجمن کارگری مازندران از دولت میخواهد که برای مهار تورم و گرانی کالاها فکری بکند و به وضعیت معیشتی کارگران توجه بیشتری داشته باشد.
ناکارآمدی بیمههای درمانی
مسئول اتحادیه زنان کارگر مازندران معتقد است:
بانوان کارگر بازنشسته ، مظلومترین قشر جامعه هستند.
زهرا صادقی اظهار میکند: برخی از این خانوادهها فرزندان معلول و یا والدین بیمار دارند. با ازدواج فرزندان ، عروس و داماد به جمع خانواده اضافه میشود اما سفره خانوادههای کارگری روز به روز کوچکتر میگردد. او با بیان اینکه خانمهای بازنشسته بیشتر در معرض آسیب و بیماری قرار دارند ، میافزاید: متاسفانه بیمههای درمانی بازنشستهها چندان کارآمد نیست. بیمههای تکمیلی جمع شده و فرانشیز درمانی نیز کاهش یافته است. اگر بانوی کارگری بخواهد در بیمارستان بستری شود و عمل جراحی انجام دهد ، باید زیرمیزی پرداخت کند و هزینههای بالای دارو و درمان را بپردازد. صادقی ادامه میدهد: حقوق کارگران هر ساله 20 تا 30 درصد بالا میرود اما نرخ تورم 80 درصد رشد میکند!
کارگر بازنشستهای که 30 سال کار کرده و به دولت پول پرداخت کرده امروز باید از مواهب دولتی برخوردار شود. در حالیکه عملا اینطور نیست. هر سال ماده و تبصرههای جدیدی به قانون بازنشستگان اضافه میشود اما هیچ اتفاق موثری در این زمینه نمیافتد.
این بانوی فعال حوزه کارگری ، مشکلات معیشتی کارگران زن را بسیار بیشتر از مردان میداند و میگوید: روزانه حدود 100 تا 120 بانوی کارگر بازنشسته به کانون بازنشستگان و خانه کارگر مازندران در قائمشهر مراجعه میکنند تا بتوانند از تسهیلات بانکی استفاده کنند.
این بانوان برای پرداخت اجاره بها و هزینههای درمانی ، تقاضای وام میکنند. چون قادر به پرداخت آنها نیستند.
ما خانم بازنشستهی داریم که هنوز به سفر مشهد مقدس نرفته یا برای عروسی فرزندش مستاصل مانده. بعضیها قادر به تهیه جهیزیه نیستند و یا هزینههای درمانیشان بسیار بالاست. خانه کارگر تلاش میکند به آنها کمک نموده و امکانات لازم را برایشان فراهم آورد.
مظلومیت طبقه کارگر اگرچه مطلب تازهای نیست اما رنجی که امروز دیده میشود رنجی بسیار مضاعف است. حمایت از کارگران یک مطالبه عمومی است که باید در اولویت سیاستهای اقتصادی دولت قرار بگیرد.
کارگران ، بخش بزرگی از جامعه ایران هستند که توان سازندگیشان منوط به توان معیشتیشان است. کارگران نیاز به ترحم ندارند.
آنها شایسته تکریم و رعایت کرامت انسانی هستند.
مهتاب مظفری سوادکوهی