از کوپونیسم رنج تا کالابرگ امید
در گذرگاه خاطرهی جمعی ما، واژه «کوپن»، نه تصویری از حمایت، که نمادی از روزگاری دشوار و اقتصاد دربند است؛ روزگاری که کاغذی رنگپریده، نه برآمده از طراحی رفاهی، که زاده اضطرار و کمبود مطلق بود اما در سپهر کالابرگ، او به شهروندی فعال و صاحب حق انتخاب ارتقا مییابد. این، گذار از اقتصاد «اعانه» به اقتصاد «توانمندسازی» است.
کوپنیسم، با همه سنگینی خاطرهاش، پادگانی از اجبار بود که کرامت شهروند را در صفهای طویل و سهمیههای ناچیز، فرسوده میساخت و در پشت آن، بازاری سیاه از رانت و ناعدالتی میرویید. اما کالابرگ امروز، در تعالی کامل از آن خاطره، سپیدهدمی نو است؛ نه واکنشی انفعالی به کمیابی، که اقدام هوشمندانه در بستر وفور نسبی برای بازتوزیع عادلانه ثروت. اینجا، حمایت، چهره خشن خود را میشوید و جامه کرامت میپوشد.
سیاست دولت، با درک این تمایز ژرف، بر آن است تا زخم کهنه توزیع رانتی را با مرهم شفافیت و انتخاب درمان کند. در نگاه کوپنیسم، شهروند، موجودی منفعل و نیازمند ترحم بود، اما در سپهر کالابرگ، او به شهروندی فعال و صاحب حق انتخاب ارتقا مییابد. این، گذار از اقتصاد «اعانه» به اقتصاد «توانمندسازی» است. تجربه جهانی نیز نشان میدهد که کشورهای توسعهیافته، با کنار گذاشتن نظامهای انعطافناپذیر گذشته، امروز از ابزارهای هدفمند و دیجیتالی مشابه برای حفظ چتر حمایت اجتماعی در عین پویایی بازار بهره میبرند. این نگاه، نه بازگشت به گذشته، که پیشتازی به سوی آیندهای عادلانهتر است.
فواید این نگاه نوین، فراتر از حمایت مقطعی است؛ این سیاست، تخمریزی برای فردایی بهتر است. با هدفمند کردن یارانه و هدایت آن مستقیماً به دست نیازمند واقعی، هم از فشار تورمی کاذب کاسته میشود و هم تولیدکننده داخلی با سیگنالهای واقعی تقاضا روبرو میگردد. در بلندمدت، این نظام، با تقویت قدرت خرید قشرهای محروم، بازار داخلی را رونق بخشیده و چرخه تولید-مصرف را به گردش درمیآورد. اما تداوم این مسیر درخشان، نیازمند هوشیاری و تکامل مستمر است؛ گسترش تدریجی سبد کالا با توجه به استانداردهای تغذیه، تقویت زیرساختهای توزیع دیجیتال برای پیشگیری از هرگونه انحراف، و همراه ساختن این حمایت با برنامههای توانمندسازی و مهارتآموزی، تضمین میکند که این حمایت، پلکانی برای صعود ملی باشد.
اینک، دولت با شجاعتی تاریخساز، بار سنگین اصلاح نظام کهنه توزیع را به دوش کشیده است. این اقدام، تنها یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه اعلام پایان عصر اقتصاد مبتنی بر رانت و آغاز فصل مردممحوری در اقتصاد است. حمایت از این مسیر، حمایت از کرامت انسانی، شفافیت اقتصادی و آیندهای است که در آن عدالت، نه در گفتار، که در سفره مردم متجلی میشود. بگذارید این طلایهدار عدالت نرم را با امید و خرد جمعی همراهی کنیم، تا ایران، در پرتو چنین اندیشههای نوآفرین، الگویی تابناک از توسعه متوازن و عادلانه گردد.
سید بهنام مهردل
**مدیرکل آموزش فنی و حرفه ای مازندران